مرتضى مطهري

103

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نسبت به آن حق باطل است و چون هرچه از نيستى و حادث است از نوع حركت است كه كمال اول است ، اگر غايت و كمال دوم نداشته باشد باطل است . ولى اگر بگوييم كه جهان هستى از يك هستى آمده و به سوى هستى مىرود ، از هستىاى كاملتر تنزل كرده است ، قبلًا در عالم ذكر حكيم بوده است * ( ( هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً ) ) * و هستى فعلىاش وجود ناقص و مرتبهء نازل آن هستى است و قوس نزولى است و سپس به طور عمودى به سوى يك نشئهء كاملتر بالا مىرود ، هستىاش در ميان دو هستى كاملتر است پس از حق آمده و به سوى حق مىرود ، از ثابت و ثبات و ما فوق زمان آمده و به سوى ثابت و ثبات و ما فوق زمان مىرود ، به هيچ وجه به بطلان و نيستى منتهى نمىشود ، در اين صورت خلقت برحق است و براى حق است . اگر گفته شود بنا بر نظر ماترياليستها نيز جهان از نيستى نيامده و به سوى نيستى نمىرود بلكه از ماده آمده و به ماده باز مىگردد ، جواب اين است كه ماده و علت مادى مرحلهء نازلتر و ناقصتر از وجود شىء است . بنا بر قول ماديين اشياء از مقام ناقصتر آغاز شده‌اند و به ناقصتر از آنچه هستند منتهى مىشوند . پس ، از نقص و نيستى ، ولو نسبى ، آغاز شده‌اند و به نقص و نيستى منتهى مىشوند . هيچ فرق نمىكند از اين نظر كه بگوييم اشياء از نيستى مطلق آمده و به نيستى مطلق مىروند يا بگوييم از نقص آمده و به نقص مىروند . ولى طبق نظر ما اشياء از يك نظر ( نظر علل مادى ) از نقص آمده و از بستر نقص برخاسته و به بستر نقص مىروند * ( ( منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى ) ) * ولى از نظر علل فاعلى و غايى - كه هويت اشياء وابسته به آنهاست - از مقام عالى و اوج عالى ملكوت تنزل كرده * ( ( و ان من شىء الَّا عندنا خزائنه و ما ننزله الَّا به قدر معلوم ) ) * و سپس بار ديگر به چنان مقامى عود مىكنند * ( ( و ان الى ربك المنتهى ) . ) * اشياء داراى دو جهت و دو وجهه هستند : وجهه و جهت خلقى و